برچسب:
نویسنده: مانی حکیمی
برچسب:
نویسنده: مانی حکیمی
برچسب:
نویسنده: مانی حکیمی
برچسب:
نویسنده: مانی حکیمی
فرمان ماشین را با دست راست گرفته بودم. آرنج دست چپم روی در بود و مشت چپم به شقیقه ام چسبیده بود. با سرعتی ثابت خیابان را گذراندم، میدان را هم. جاده ای پرشیب و سنگلاخ را هم و بعد به این نقطه رسیدم. نقطه ای متروک با آتش هایی خاموش. متروک برایم یعنی تاریخ. تاریخ برایم یعنی غربت. غربت برایم یعنی کویر. کویر برایم یعنی آرامش. آرامش برایم یعنی استواری. استواری برا
برچسب:
نویسنده: مانی حکیمی